بیشتر بخوانیم، بهتر زندگی کنیم!

داستان پسر و پدر

داستان پسر و پدر

خلاصه‌ای از معرفی رمان جزء از کل در کتاب‌فروشی طاقچه:

جلسه معرفی رمان جزء از کل نوشتۀ استیو تولتز در تاریخ یکشنبه، ۱ بهمن ماه ۱۳۹۶ در کتاب‌فروشی طاقچه برگزار گردید. اجرای این برنامه را یکی از همراهان همیشگی طاقچه، خانم محبوبه کاظمی‌زاده برعهده داشتند.

چرا ما رمان می‌خوانیم و در انتها به چه چیزی می‌خواهیم برسیم؟

محبوبه صحبت‌هایش را با مطرح کردن این پرسش آغاز کرد و به بررسی این رمان، با توجه به انتظارات حاضران پرداخت.

جزء از کل رمانی جذاب است که هر صفحه از آن شما را به هیجان می‌آورد، به گونه‌ای که عملاً نمی‌توانید آن را برای کسی دیگر خلاصه کنید. در معرفی آن تنها می‌توان گفت که داستان یک پدر و پسر است که از زبان پسر روایت می‌شود. داستان در میانۀ شورشی در زندان آغاز می‌شود، در یک هواپیما تمام می‌شود و در بستری طنزگونه به بیان مسائل و مشکلات اجتماعی می‌پردازد.

پیوستگی روحیات پدر و پسر در سرتاسر داستان، با توجه به تفاوت‌هایشان، یکی از نقاط قوت این کتاب است. ترس از مرگ، مفهوم دیگری است که در داستان خودش را بارها نشان می‌دهد و رنگی سیاه بر آن می‌پاشد.

رمان جزء از کل، این‌گونه آغاز می‌گردد:

هیچ‌وقت نمی‌شنوید ورزشکاری در حادثه‌ای فجیع حس بویایی‌اش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان‌ها بدهد که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده‌مان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش را، نقاش چشمش را، آهنگ‌ساز گوشش را و آشپز زبانش را . درس من، من آزادی‌ام را از دست دادم و اسیر زندانی عجیب شدم که نیرنگ آمیزترین تنبیه‌اش، سوای اینکه عادتم بدهد هیچ‌چیز در جیبم نداشته باشم و مثل سگی با من رفتار شود که معبدی مقدس را آلوده کرده است.

مورد قابل توجه دیگر در این کتاب، اتفاقاتی است که ناگهان رخ می‌دهند و شوکی به خواننده وارد می‌کنند. صحنه‌ سازی‌هایی ساده، بدور از حاشیه پردازی و… از دیگر نقاط قوت این رمان هستند.

وقتی کسی به دنیا می‌آید که به عمیق‌ترین ژرفاهای ممکن شرق می‌غلتد، همیشه هیولا خطابش می‌کنیم یا شیطان یا تجسم شر، ولی هیچ‌وقت در نظر نمی‌گیریم که ممکن است این آدم چیزی فرازمینی و آن دنیایی با خود داشته باشد. شاید انسان شریری باشد، ولی در نهایت فقط یک انسان است، ولی اگر انسان خارق العاده در آن‌سوی گستره فعالیت کند، طرف خوبی، مثل مسیح یا بودا بی‌درنگ او را بالا می‌بریم، می‌گوییم خداست و الهی، فراطبیعی و غیرزمینی است. این نشان می‌دهد که ما خود را چطور می‌بینیم. راحت قبول می‌کنیم که بدترین موجود که بیش‌ترین آسیب‌ها را می‌زند انسان است، ولی به هیچ عنوان نمی‌توانیم بپذیریم که بهترین موجود، کسی که سعی در القای تخیّل، خلاقیت و همدلی دارد، می‌تواند یکی از ما باشد. خیلی نظر خوبی به خودمان نداریم و خیلی هم از پایین بودنمان ناراحت نیستیم.

یکی دیگر از نقاط قابل توجه، شخصیت اصلی داستان است که برخلاف بسیاری از رمان‌های دیگر، خودش را مسئول تمام اتفاقات زندگی‌اش می‌داند، حال با اینکه وقتی ما داستان را می‌خوانیم، این طور قضاوت می‌کنیم که بسیاری از مشکلات اجتماعی شخصیت اصلی، از پدرش ریشه می‌گیرند.

در انتها محبوبه به این نکته اشاره کرد که هنگامی ما رمانی را می‌خوانیم، وقتی به انتهایش می‌رسیم، با پرسش «حالا که چی؟» مواجه می‌شویم. این رمان، از رمان‌هایی است که با خواندنش و به انتها رساندنش، می‌توانیم پاسخ مناسبی برای این پرسش داشته باشیم.

جلد رمان جزء از کل نوشته استیو تولتزپشت جلد رمان جزء از کل نوشته استیو تولتز

 

جلسه معرفی رمان جزء از کل در کتابفروشی طاقچهجلسه معرفی رمان جزء از کل در کتابفروشی طاقچهجلسه معرفی رمان جزء از کل در کتابفروشی طاقچه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. شما اولین نفری باشید که درباره این مطلب نظر می دهد.
ارسال یک دیدگاه

ارسال یک دیدگاه